تکنوازان نــــــــــــــــــــــــــی - اجرای خصوصی محمد رضا شجریان با نی محمد موسوی و زنده یاد مشکاتیان
 
تکنوازان نــــــــــــــــــــــــــی
مرجع دانلود آهنگ های نــــــــــــــــــــــــــی نوازی - ساز نـــــــی - سوخته كاري ني
درباره وبلاگ


آید ز نی حدیثی، هر دم به گوش جانم
کاخر بیا و بشنو، دستان و داستانم




گاه بشنو از نی و گاهی ز دل

اشک از نی باشد و مشکش ز دل
این نوای نی، گل افشان می کند
وای بر دل، دیده گریان میکند


بگذر از نی ، من حکایت میکنم
و ز جدایی ها شکایت می کنم
نی کجا این نکته ها آموخته؟
نی کجا داند نیستان سوخته؟
بشنو از من بهترین راوی منم
راست خواهی هم نی و هم نی زنم
نشنو از نی ،نی حصاری بیش نیست
بشنو از دل ، دل حریم دلبریست
نی چو سوزد ،خار خاکستر شود
دل چو سوزد خانه ی دلبر شود

گرچه نی زرد و ضعیف و لاغر و بیدست و پاست
چون عصای موسوی در خوردن غم اژدهاست


ز نغمه تا خدا یک کوچه راه است
بر این بیت بلندم نی گواه است


ای نی محزون نوایی ساز کن
ناله جانسوز را آغاز کن
مرحبا ای بازگوی رازها
از تو شد صاحب اثر آوازها


گفتم به نی چو حال من اشفته زین نواست
گر عشق نیست در دلت این ناله از کجاست
هر زیر و بم صدای تو را گوش و جان
هر پیچ و خم حدیث تو با روحم اشناست


اعضای وبلاگ 1050 نفر

لینک های مفید
محل تبليغات


اواز: محمد رضا شجریان

کلام: پیرپارس/بابا طاهر

همنوازی: پرویز مشکاتیان/محمد موسوی


مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کِشته خویش آمد و هنگام درو
گفتم: ای بخت! بِخُسبیدی و خورشید دمید
 گفت: با این همه از سابقه نومید مشو
تکیه بر اختر شب گرد مکن کاین عیار
تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو
گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از فروغ تو به خورشید رسد صد پرتو
آسمان گو مفروش این عظمت، کاندر عشق
 خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو
گوشوار در و لعل ار چه گران دارد گوش
دورِ خوبی گذران است؛ نصیحت بشنو!
چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حُسن
بیدقی راند که بُرد از مَه و خورشید گرو
هر که در مزرع دل تخم وفا سبز نکرد
زرد رویی کشد از حاصلِ خود گاهِ درو
اندرین دایره میباش چو دف حلقه بگوش
ور قفایی خوری٬ از دایره خویش مرو 





آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ! این خرقه پشمینه بینداز و برو!



دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
آتش اندر جگر آدم و حوا فکنم
خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
  
دلی دیرم خریدار محبت
کز او گرم است بازار محبت
لباسی دوختم بر قامت دل
ز پود محنت و تار محبت

 خوشا آنان که سودای تو ديرن
که سر پيوسته در پای تو ديرن
به دل ديرم تمنای کسانی
که اندر دل تمنای تو ديرن

غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پرم کرد
به مو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد

دلم بي وصل ته شادي مبيناد
به غير از محـنت آزادي مبيـناد
خـــراب آباد دل بـي مقــدم تو
الهـــي هــرگـز آبادي مبـيــنـاد

مرا نه سر نه سامون آفریدند
پریشونم پریشون آفریدند
پریشون خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشون آفریدند

خداوندا مو بیزارُم از این دل
شو و روزان در آزارُم از این دل
ز بس نالیدُم از نالیدنُم تنگ
زمو بستون که بیزارُم از این دل

به روی دلبری گر مایل استم
مکن منعم گرفتار دل استم
خدایا ساربان آهسته می ران
که مو وامانده ی این قافله استم 

دو زلفونت بود تار ربابم
چه میخواهی از اين حال خرابم
تو كه با ما سر ياری نداری
چرا هر نيمه شو آيی به خوابم

به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم دریا ته بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته بینم
مو كز سوته دلانم چون ننالم
مو كز بيحاصلانم چون ننالم
نشسته بلبلان با گل بنالند
مو كه دور از گلانم چون ننالم

بی ته گلشن چو زندونه به چشمم
گلستون آذرستونه به چشمم
بی ته همه عمر و زندگانی 
همه خواب پریشونه به چشمم

ما را همه شب نمی‌برد خواب
ای خفته روزگار دریاب
در بادیه تشنگان بمردند
وز حله به کوفه می‌رود آب
یارا تو کجا و ما کجاییم
  تو یار که ای و ما تو را ییم
چون من شده ام به بوی تو مست





منبع : وبلاگ گلبانگ

موضوعات
لینک های مفید






Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک